X
تبلیغات
دل نوشته ها
دل نوشته ها

نمی دانم

چرا بین این همه آدم

پیله کرده ام 

به تو !

شاید فقط با تو

پروانه می شوم ...


"؟ "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط امير برومندي |




انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می‌رود...


" مارتین ترمن "

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


حاصل بوسه های تو اكنون منم

شعری

كه از شكوفه های بهاری سنگين است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.



 "شمس لنگرودی "

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


ما

غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم !



 "رسول یونان "

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 توسط امير برومندي |


همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است !



 " لیلا کردبچه "

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |

عاشق

بیماری است که

حالش خوب است


"مژگان ضحاکی "

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |

عشق این روزها

نفس گیر شده

کاش داور

سوت پایان را بزند.



 " کاوه دارابی "


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط امير برومندي |

کسی چه می داند ؟

شاید یاسین

همان یا حسین

باشد که بی سر است


" ؟ "

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1392 توسط امير برومندي |


اسرائیل باش

تمام تنم را اشغال کن

و هرگز به مرزهای ۱۹۶۷ باز نگرد...


" ؟"


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 توسط امير برومندي |


باز هم می رسد صدای کاروان عشق ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 توسط امير برومندي |

امشب

دریاها سیاه اند

باد زمزمه گر سیاه است

پرنده و گیلاس ها

سیاه اند

دل من روشن است

تو خواهی امد ...


" شمس لنگرودی "

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مهر 1392 توسط امير برومندي |


این روزها

چین و چروک دست های پدرم هم واگیر دارد

با هر نوازشش

قلبم چند پاره می شود.



 " مجیـــــــــد دامغانی "

نوشته شده در تاريخ جمعه یکم شهریور 1392 توسط امير برومندي |


سکوت باشد. چای باشد. ساقه طلایی باشد. 

لذّتی بالاتر از خواندن؟



" محسن آزرم "

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 توسط امير برومندي |


یوسف می دانست تمام درها بسته هستند

اما به خاطر خدا

حتی به سوی درهای بسته دوید...

و تمام درهای بسته برایش باز شد

اگر تمام درهای دنیا به رویت بسته بود

بدو

چون خدای تو و یوسف یکی ست ...


 "؟ "

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط امير برومندي |



زندگی

مثل خیاریست

که روییده به جالیز

تهش تلخ و

سرش چرک و

و میانش لزج و لیز

ولی با این همه بازهم

ویار آور و

باز هم

هوس انداز و

دل انگیز


"  ایمان فخار "



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 توسط امير برومندي |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.