دل نوشته ها
 

گفتم این  عید به دیدار خودم هم بروم

 دلم از دیدن این آینه  ترسید چرا؟

 

" قیصر امین پور "

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

فرشته نبود

اما مهربان بود

بی پناهم که یافت

خانه ای ساخت برایم

از نور و آرامش

ومن با شکوه زیستم

دست هایش سفید بود و روشن

انگار

از چیدن ماه آمده بود

 

" رسول یونان "

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

دل کسی را نشکن

چون مردم فقط یک دل دارند

استخوان هایش را بشکن

آن ها دویست و شش استخوان دارند .

 

" ؟ "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

خدایا ...

طاقت من را با طاق آسمانت اشتباه گرفته ای ...

این پیمانه

سال هاست که پر شده ...

 

" ؟ "

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 


نه!

هرگز شب را باور نکردم

چرا که در فراسوهای دهلیزش

به امید دریچه ای دل بسته بودم...


 " احمد شاملو "

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

بر گلوگاهی که باران بود مضمونش

تیغ را اِذن بریدن داد

در شگفتم از خدای تو!

 

"سبک جدید تشنگی"
سیدعلی میرافضلی 

نوشته شده در تاريخ شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

همگان به جستجوی خانه می گردند

من کوچه خلوتی را می خواهم

بی انتها برای رفتن

بی واژه برای سرودن

و آسمانی برای پرواز کردن

عاشقانه اوج گرفتن

رها شدن

 

" سید علی صالحی "

نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 


انگشتت را

هرجای نقشه خواستی بگذار

فرقی نمی کند

تنهایی من

عمیق ترین جای جهان است

و انگشتان تو هیچ وقت...

به عمق فاجعه پی نخواهند برد...


 "لیلا کردبچه "

نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

وصیت کرده ام بعد از مرگم،

همراه من دو فنجان هم دفن کنید !

شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید ...

بهر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش ...

همان هایی که بی اجازه وارد شدند

خود خواهانه قضاوت کردند

بی مقدمه شکستند

و بی خداحافظی رفتند !

 

" سیمین بهبهانی " بانوی غزل معاصر دیروز  بیست و هشتم مرداد ماه در گذشت .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

آسمان دلش لرزید

گنجشک ها ساکت شدند

باد از وزش افتاد

زمین زیر و رو شد

خدا لبخند زد : آدم ها

کسی گفته بود دوستت دارم

 

" مژگان عباسلو "( از لب برکه ها )

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

یخ زده ام

مثل آن روزها

نباید می گذاشتم

این همه بزرگ شوی

اندوه

 

"مژگان ضحاکی " ( هجده شاخه گل سرخ )

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

برای من

دوست داشتن

آخرین دلیل دانایی است

اما هوا همیشه آفتابی نیست

و من گاهی اوقات مجبورم

به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحمل سکوتش طولانی است

چقدر ...

 

"سید علی صالحی "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند

تا صحنه اعدام !

زیستن با این مردمان دردناک است !

 

" دکتر علی شریعتی "

 

"  بیست و نهم خرداد سی و هفتمین سالمرگ دکتر علی شریعتی ست  " .

 

 صدای محبوبیت عمومی شریعتی با نمایشگاه شمع در زادگاهش

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |

جشن می گیرند

بعد باران

باد و افتاب

با رقص پیراهنت ...



"بهمن فاطمی"

 

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم خرداد ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

 


نوشتم اين بار بهار،

كه گُل كني در من،

دست هايم دارند شكوفه مي دهند...
 
 

 " کامران رسول زاده
از کتاب
«فکر کنم باران دیشب مرا شسته امروز تواَم» "

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم خرداد ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.