دل نوشته ها
 

وصیت کرده ام بعد از مرگم،

همراه من دو فنجان هم دفن کنید !

شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید ...

بهر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش ...

همان هایی که بی اجازه وارد شدند

خود خواهانه قضاوت کردند

بی مقدمه شکستند

و بی خداحافظی رفتند !

 

" سیمین بهبهانی " بانوی غزل معاصر دیروز  بیست و هشتم مرداد ماه در گذشت .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

آسمان دلش لرزید

گنجشک ها ساکت شدند

باد از وزش افتاد

زمین زیر و رو شد

خدا لبخند زد : آدم ها

کسی گفته بود دوستت دارم

 

" مژگان عباسلو "( از لب برکه ها )

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

یخ زده ام

مثل آن روزها

نباید می گذاشتم

این همه بزرگ شوی

اندوه

 

"مژگان ضحاکی " ( هجده شاخه گل سرخ )

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط امير برومندي |
 

برای من

دوست داشتن

آخرین دلیل دانایی است

اما هوا همیشه آفتابی نیست

و من گاهی اوقات مجبورم

به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحمل سکوتش طولانی است

چقدر ...

 

"سید علی صالحی "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 توسط امير برومندي |
 

در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند

تا صحنه اعدام !

زیستن با این مردمان دردناک است !

 

" دکتر علی شریعتی "

 

"  بیست و نهم خرداد سی و هفتمین سالمرگ دکتر علی شریعتی ست  " .

 

 صدای محبوبیت عمومی شریعتی با نمایشگاه شمع در زادگاهش

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 توسط امير برومندي |

جشن می گیرند

بعد باران

باد و افتاب

با رقص پیراهنت ...



"بهمن فاطمی"

 

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

 


نوشتم اين بار بهار،

كه گُل كني در من،

دست هايم دارند شكوفه مي دهند...
 
 

 " کامران رسول زاده
از کتاب
«فکر کنم باران دیشب مرا شسته امروز تواَم» "

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم خرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

 

تلخ می گذرد

این روزها را می گویم

که قرار است

از تو

که آرام جان لحظه هایم بوده ای

برای دلم

یک انسان معمولی بسازم !

 

" ؟ "

 

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 توسط امير برومندي |

تمام برج ها را گفته ام مراقب تو باشند

تا در دلم بنشینی

و مهر آباد شوم ...


"؟ "

نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 توسط امير برومندي |

نمی دانم

چرا بین این همه آدم

پیله کرده ام 

به تو !

شاید فقط با تو

پروانه می شوم ...


"؟ "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط امير برومندي |




انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می‌رود...


" مارتین ترمن "

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


حاصل بوسه های تو اكنون منم

شعری

كه از شكوفه های بهاری سنگين است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.



 "شمس لنگرودی "

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


ما

غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم !



 "رسول یونان "

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 توسط امير برومندي |


همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است !



 " لیلا کردبچه "

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |

عاشق

بیماری است که

حالش خوب است


"مژگان ضحاکی "

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.