دل نوشته ها
 

یخ زده ام

مثل آن روزها

نباید می گذاشتم

این همه بزرگ شوی

اندوه

 

"مژگان ضحاکی " ( هجده شاخه گل سرخ )

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط امير برومندي |
 

برای من

دوست داشتن

آخرین دلیل دانایی است

اما هوا همیشه آفتابی نیست

و من گاهی اوقات مجبورم

به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

چقدر خیالش آسوده است

چقدر تحمل سکوتش طولانی است

چقدر ...

 

"سید علی صالحی "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 توسط امير برومندي |
 

در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند

تا صحنه اعدام !

زیستن با این مردمان دردناک است !

 

" دکتر علی شریعتی "

 

"  بیست و نهم خرداد سی و هفتمین سالمرگ دکتر علی شریعتی ست  " .

 

 صدای محبوبیت عمومی شریعتی با نمایشگاه شمع در زادگاهش

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 توسط امير برومندي |

جشن می گیرند

بعد باران

باد و افتاب

با رقص پیراهنت ...



"بهمن فاطمی"

 

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

 


نوشتم اين بار بهار،

كه گُل كني در من،

دست هايم دارند شكوفه مي دهند...
 
 

 " کامران رسول زاده
از کتاب
«فکر کنم باران دیشب مرا شسته امروز تواَم» "

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم خرداد 1393 توسط امير برومندي |
 

 

تلخ می گذرد

این روزها را می گویم

که قرار است

از تو

که آرام جان لحظه هایم بوده ای

برای دلم

یک انسان معمولی بسازم !

 

" ؟ "

 

نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 توسط امير برومندي |

تمام برج ها را گفته ام مراقب تو باشند

تا در دلم بنشینی

و مهر آباد شوم ...


"؟ "

نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 توسط امير برومندي |

نمی دانم

چرا بین این همه آدم

پیله کرده ام 

به تو !

شاید فقط با تو

پروانه می شوم ...


"؟ "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط امير برومندي |




انسان در حال گریه کردن به دنیا می‌آید

و وقتی به اندازه کافی گریه کرد

از دنیا می‌رود...


" مارتین ترمن "

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


حاصل بوسه های تو اكنون منم

شعری

كه از شكوفه های بهاری سنگين است

و سر به سجده بر آب فرود آورده

دعا می خواند.



 "شمس لنگرودی "

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم فروردین 1393 توسط امير برومندي |


ما

غصه هایمان را شمردیم و به خواب رفتیم

باید هم کابوس می دیدیم !



 "رسول یونان "

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 توسط امير برومندي |


همـــــه چیز

از جایی شروع شد که ...

گفتــــی دوستم داری !

گاهــــی

برای یک عمــــر بلاتکلیفی

بهـــــانه ای کافی است !



 " لیلا کردبچه "

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |

عاشق

بیماری است که

حالش خوب است


"مژگان ضحاکی "

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط امير برومندي |

عشق این روزها

نفس گیر شده

کاش داور

سوت پایان را بزند.



 " کاوه دارابی "


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 توسط امير برومندي |

کسی چه می داند ؟

شاید یاسین

همان یا حسین

باشد که بی سر است


" ؟ "

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم دی 1392 توسط امير برومندي |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.