دل نوشته ها
 

شعر و بوسه را که داشته باشی

مرگ چه دارد

که از تو بستاند

 


"یانیس ریتسوس "




نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم دی ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
تمام دلخوشی ام

کتاب کنار طاقچه ای است

که گاهی

تنهاییم را پر می کند

و هزاران بار در آن نوشته شده

خدا بزرگ است

بزرگ ...

 

" ناصر رعیت نواز " 

نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم آذر ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

دلم را

به مستحبی خوش کرده ام

که جوابش واجب است

سلام بر حسین (ع)

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

چون شیشه عطری که درش گم شده باشد ...

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

حال من خوب است

سبزی نفس هایم

در پاییز غم

زیر پای اندوه

خش خش می کند ...

نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

چه زیباست

اگر حاجت دلت

با حکمت خدایت

یکی باشد ...

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

در شعر  بعدیم که آمدی

لباس چهار  خانه ات را بپوش

برای من بی خانه ...

نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

همه می پندارند ،

که عکس پدرم را ،

به دیوار خانه ام آویخته ام !

اما نمی دانند

که دیوار خانه ام را ،

به عکس پدرم تکیه داده ام .

 

"  ؟ "

نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

گفتم این  عید به دیدار خودم هم بروم

 دلم از دیدن این آینه  ترسید چرا؟

 

" قیصر امین پور "

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ توسط امير برومندي |
 

فرشته نبود

اما مهربان بود

بی پناهم که یافت

خانه ای ساخت برایم

از نور و آرامش

ومن با شکوه زیستم

دست هایش سفید بود و روشن

انگار

از چیدن ماه آمده بود

 

" رسول یونان "

 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

دل کسی را نشکن

چون مردم فقط یک دل دارند

استخوان هایش را بشکن

آن ها دویست و شش استخوان دارند .

 

" ؟ "

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

خدایا ...

طاقت من را با طاق آسمانت اشتباه گرفته ای ...

این پیمانه

سال هاست که پر شده ...

 

" ؟ "

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 


نه!

هرگز شب را باور نکردم

چرا که در فراسوهای دهلیزش

به امید دریچه ای دل بسته بودم...


 " احمد شاملو "

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

بر گلوگاهی که باران بود مضمونش

تیغ را اِذن بریدن داد

در شگفتم از خدای تو!

 

"سبک جدید تشنگی"
سیدعلی میرافضلی 

نوشته شده در تاريخ شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
 

همگان به جستجوی خانه می گردند

من کوچه خلوتی را می خواهم

بی انتها برای رفتن

بی واژه برای سرودن

و آسمانی برای پرواز کردن

عاشقانه اوج گرفتن

رها شدن

 

" سید علی صالحی "

نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ توسط امير برومندي |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.