ای گرداننده دلها و دیده ها
ای پدید آورنده شبها و روزها
ای دگرگون کننده زمانها و گردشها
تغییر ده حال مرا به بهترین حالها
- سال نو همگی مبارک.
صياد رنگها
تا چند شاخه فاصله داري با من
تا چند گل؟
غزال عاشق یوزپلنگ بود .حاضر بود جانش را برای او بدهد . عاقبت هم همین طور
شد . یوزپلنگ تحمل گرسنگی را نداشت.
در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مقرب را به بارگاه فرا خواند
و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یکی از فرشتگان به خدا
گفت: آن را در زیر زمین مدفون کن. فرشته دیگری گفت: آن را در زیر دریاها قرار بده.
سومی گفت : راز زندگی را در کوهها قرار بده . ولی خداوند فرمود : اگر من بخواهم به
گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند . در
حالی که من میخواهم راز زندگی را در دسترس همه بندگانم قرار بدهم. در این هنگام
یکی از فرشتگان گفت:فهمیدم کجا ای خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار
بده. زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش
نگاه کند.
و خداوند این فکر را پسندید.
شبی خواب دیدم که با خدا صحبت می کنم.
خدا گفت: "می خواهی با من صحبت کنی؟"
من گفتم:"اگر وقت داشته باشید".
خدا لبخندی زد و گفت:"وقت من بی نهایت است.
حال، چه سوالی از من داری؟"
گفتم:"چه چیزی بیشترشما را در مورد انسان شگفت زده میکند؟"
خدا گفت:
"اینکه انسانها از کودکی خسته می شوند،
و به سرعت رشد میکنند،
و دوباره آرزوی کودکی می کنند.
اینکه انسان ها سلامتی شان را برای پول از دست می دهند،
و سپس پول را برای بازگرداندن سلامتی به باد میدهند.
اینکه آنها با نگاهی نگران به آینده،
حال خود را از یاد می برند،
که دیگر نه در حال زندگی می کنند،
نه در آینده.
اینکه آنها طوری زندگی می کنند،
گویا هیچگاه نخواهند مرد،
و طوری میمیرند،
انگار هیچ هنگام نزیسته اند."
خدا دست مرا گرفت،
و برای مدتی بین ما سکوت حاکم بود.
سپس پرسیدم:
"به عنوان یک پدر چه درسهایی از زندگی برای فرزندانت داری؟"
خدا پاسخ داد:
"این که آنها نمی توانند کسی را عاشق خود کنند،
آنها باید به خودشان اجازه دوست داشته شدن دهند.
اینکه خوب نیست، مقایسه ی خود با دیگران.
اینکه ببخشایند، با تمرین بخشودن.
اینکه بدانند، چند ثانیه بیش طول نخواهد کشید که زخم عمیقی در دل کسی
که دوستشان دارند به جا بگذارندولی ترمیم آن نیازمند سالها وقت خواهد بود.
بدانند که انسان ثروتمند،
کسی نیست که بیشترین را دارا ست،
بلکه به کمترین نیاز دارد.
اینکه کسانی هستند که از ته دل دوستشان دارند،
ولی نمی دانند که چگونه حسشان را ابراز کنند.
اینکه ممکن است دو نفربه یک جسم نگاه کنند،
و آن را به شکلهای مختلف ببینند.
بدانند که بخشودن دیگران کافی نیست،
بلکه باید بخشودن خود را نیز بیاموزند."
آرام گفتم: "از وقتی که به من دادید خیلی متشکرم."
سپس پرسیدم:
"چیز دیگری هست که بخواهید به فرزندان خود بگویید؟"
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
"بدانند که من اینجا هستم،
همیشه...."
برگردان از-- Interview with GOD
* با اینکه از مطالب بلند و طولانی هیچ وقت خوشم نمی یاد اما این یکی استثناست.
چون اینقدر قشنگ هست که ارزش خوندنشو داشته باشه. خصوصا اون تیکه آخری که
خدا میگه من همیشه اینجا هستم وباز هم رو همیشه تاکید می کنه. خدا کنه ما هم
همیشه و در همه حال به یاد داشته باشیم خدا همیشه هست اگه ببینیمش . در آخر
این شعر رو که شاید شومصد هزار بار از آقای پدر شنیدم بخونید بدک نیست.
با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن
جاری باشید و سر بلند.
تا در آئینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکه ها و دریاها را گریستم
ای پری وار در قالب آدمی
حضورت بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیح می کند
دریایی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم
و سپیده دم با دست هایت بیدار می شود.
احمد شاملو
- شاید مظلومترین روز جهان عاشورا باشد.
عاشورای حسینی بر همه عاشوریان جهان تسلیت باد.
یا حسین.

