واكنون
در اين زمانه درد آلود خاكستري
پنجره دلهايمان را به اميد آمدنت
تا انتها باز گذاشته ايم
بگو كه مي آيي
تقديم به گل نرگس
تو در قلب مني حتي وقتي به آن بي اعتنايم. مثل بوته ي رزي
كه در غياب باغبان شعله مي كشد.
روزي ساعت قديمي اي را ديدم كه خود به خود به كار افتاد.دريافتم
حس كردم كه تو دست از سرم بر نخواهي داشت. !
"كريستيان بوبن "
راستي اينم يه عكس تامل برانگيز. اونايي كه وجدان درد مي گيرن لطفا اینجا
رو كليك نكنند.منتظر نظرات سبزتان خصوصا در مورد عکس هستم.
تنها
هنگامي كه خاطره ات را مي بوسم
در مي يابم ديري ست كه مرده ام
چرا كه لبان خود را از پيشاني خاطره ي تو سردتر مي بينم
از پيشاني خاطره تو
اي يار !
اي شاخه ي جدا مانده من !
" احمد شاملو "
سحر مي آيد و چشمهاي من به افق خيره است. هوا دلنشين
است ومن نگران كه مبادا امروز مثل فردا سپري شود. هر روز
من مثل ديروز است . چشمهاي من نگران به در است .هر روز
اينطور است . عادت كرده ام به اين روزها . هر روز مثل هر
روز است. فقط براي من اين روزها مي آيد و مي رود.
فقط همين .
روي تابلويي ديديم نوشته اند : ضايعات شما را خريداريم
هرچه فكركرديم ما چه ضايعاتي داريم كه بفروشيم ؛ ديديم چيزي نداريم غير از
عمري كه ضايع شده است .
اين دقيقا حس و حال اين روزهاي منه . يه حس بي حسي مزمن!
شايد يه مسافرت كوتاه لازمه . شايد ... نمي دونم. هر زمان احساس
كردم حرفي براي گفتن دارم بر مي گردم . تا بعد ...
در ضمن ممنون از "كوير "

