خدايا
چنان عاشقم كن تا تنها تو را دوست داشته باشم و جز تو هيچ كسي
نتواند قلبم را تسخير كند .
خدايا
بندگانت دچار زندگي اند. اما تو لحظه اي مرا به حال خود وا مگذار.
خدايا
تنها مي توان به بودن با تو دلخوش بود. پس هيچ گاه تنهايم نگذار.
خدايا
. . .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط امير برومندي
|
امشب
آسمان داغدار است
انگار ستاره ها
در غم فراغت
سياه پوشيده اند .
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط امير برومندي
|
اين روزها
شعرهايم هم
در نبودن چشمانت
مرثيه شده اند .
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط امير برومندي
|
بودنت
قلبم را مي آزارد
و نبودنت
بيشتر از آن
روحم را
مي فرسايد
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط امير برومندي
|

