تبليغاتX
دل نوشته ها




غمی نیست آن گاه که چون تویی دارم که حتی لحظه ای مرا تنها نمی گذاری


و چون اویی دارم که رسم عاشقی را خوب آموخته است     
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط امير برومندي  | 





می خواهم برایت شعر بگویم


چشمانت به یادم می آید


دل ربا ترین آفریده خداوند


چه نیازی به شعر من دارد !
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط امير برومندي  | 




الهى ! از من آهى و از تو نگاهى . الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم . الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود. الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم . الهى ! سست از آن كه مست تو نيست كيست ؟ الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت . الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را. الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده . الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده . الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است . الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى . الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار. الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است . الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

"استاد علامه حسن زاده آملى"

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط امير برومندي  |